گفتگوی شب موسیقی با «حسین برزگر» هنرمند خوش صدای خوزستانی

آخرین اخبار مصاحبه

برزگر: دوست دارم با شنیدن اسم من دوستانم از من چهره مثبتی داشته باشند.همین

شب موسیقی / مصاحبه از پویا اسحق زاده

سلام و عرض ادب و احترام خدمت شما جناب آقای “حسین برزگر” سپاس که دعوت ما را پذیرفتید و در این مصاحبه شرکت کردید؟

درود برشما جناب اسحق زاده خوشحالم از اینکه افتخار هم کلامی باشما نصیبم شده، با افتخار در خدمت شماهستم.

سعادتی هست که در خدمت شما هستیم. از خودتون و خانواده بفرمایید و اینکه خودتون متولد چه سالی و اهل کدام دیار هستید؟

بنده متولد ۲۸ شهریور ۱۳۶۴ زاده ی شهر دزفولم؛ پدرم معلم بازنشسته ی آموزش و پرورش و مادرم خانه دار هستند. یک خواهر بزرگتر و داداشم محمد که همیشه و هرلحظه در کنارم بوده و هستند. تا حدود ۱۳ سالگی شوش زندگی می کردیم ولی بعد اومدیم دزفول و بقیه تحصیلاتم را اینجا سپری کردم و سال ۸۸ وارد دانشگاه آزاد دزفول شدم و در رشته ی ادبیات فارسی موفق به کسب مدرک کارشناسی شدم. ۲۳ خرداد ۹۲ با دختر خاله ام ازدواج کردم و یه پسر قند عسل هم داریم که ۱ سالشه و فروردینیه، ۱۹ فروردین.

وقتی که بگیم “حسین برزگر” دوست دارید یاد چه بیافتیم؟

دوست دارم با شنیدن اسم من دوستانم از من چهره مثبتی داشته باشند.

همین

اولین بار که علاقمند به موسیقی شدید یادتون هست؟

نمی توانم زمان مشخصی بگم ولی یادم هست شاید ۱۰ و یا ۱۱ ساله بودم که کاست گل صدبرگ باصدای استاد ناظری را پدرم گوش می کرد و برای من خیلی جذاب بود و باعث می شد که من بارها و بارها آن را گوش کنم… البته در همون مقطع ابتدایی من اذان و قرآن می خواندم و تا این زمان هم هنوز تاحدی پیگیر قرائت هستم.

شما هم آواز کار کردید و هم ساز می زنید. اگر از بین این دو امر یکی را بخواهید انتخاب کنید کدام است و چرا؟

خب شکی نیست تنها دغدغه ی من آواز بوده و هست ولی من بدلیل عشقی که به فرهنگ ایرانی دارم سعی کردم تا حدامکان با تمام هنرهای ایرانی آشنا بشم و این شد که تمام دوران نوجوانی و جوانی من صرف یادگیری هنرهایی چون خطاطی و طراحی و در ادامه ی این علاقه، آشنایی با ساز سه تار ،نی و اخیرا کمانچه بشه و در نهایت عشق به ادبیات و رفتن به دانشگاه و رشته ادبیات را خواندن.

از اساتیدتون بفرمایید که موسیقی را نزد چه بزرگانی آموختید؟

شاید بشود گفت من در هیچ یک از هنرهایی که آموختم، استادی را بصورت جدی نداشتم که یک دوره ی مشخصی را پیش ایشان پشت سرگذاشته باشم و معمولا بصورت خودآموز و جسته و گریخته این هنرها را دنبال کردم ولی اساتید و بزرگانی بودند که در کنارشان درس گرفتم مثل استاد علی تاج که حق پدری به گردن من دارند و همچنین پسر بزرگوارشان وحیدتاج عزیز که در این سالها از راهنمایی ها و تجربیات ایشان بسیار بهره مند بوده و هستم.

در مقطعی هم از کلاسهای آواز استاد علی جهاندار بهره مند شدم وهمچنین بزرگانی چون مرحوم عبدالعظیم خدادادی، علی جهانی و احمدعسکری و در یادگیری ساز هم استادعلی شوشی، استاد محمدعلی منجزی و در نهایت استادحسین شکوفا که همیشه و هرلحظه به شاگردیشان میبالم.

بزرگترین درس یا تجربه ای که از این اساتید گرفتید و هنوز هم ازش بهره می برید چه هست؟

بگذارید جواب این سوال را با یک بیت شعربگویم…

افتادگی آموز اگر طالب فیضی
هرگز نخورد آب زمینی که بلند است!

جناب برزگر تلخ ترین و شیرین ترین خاطره هنری شما چه هست؟

تلخ ترین فقط مرگ هنرمندانه که همیشه من را آزار می ده و چه سخته که می بینیم قدرشون دانسته نمی شه!

شیرین ترین موقعیه که می بینم دوستانی آثار پُر از ایراد من را می شنوند و با بزرگواری می پذیرند و به من برای ادامه ی کار دلگرمی می دهند.

جناب برزگر وضعیت موسیقی کشور را چگونه ارزیابی می کنید؟

دیدگاه من نسبت به شرایط کنونی موسیقی در ایران خیلی امیدوارکننده نیست! به هزار و یک دلیل که همه ی هنرمندان و حتی مردم به آن واقف هستند. مشکلاتی که اگر بخواهیم صحبت کنیم شاید ساعتها و روزها باید حرف زد و در نهایت نتیجه ای هم حاصل نمی شود. فقط میشه گفت باید به آینده امیدوار بود…

بنظر شما پیشرفت موسیقی در شهرستان ها نسبت به پایتخت چگونه هست؟ و اینکه راهکار شما برای تقویت بهتر این امر در شهرستان ها چه هست؟

مثلا در دزفول جوانان و نوجوانان زیادی هستند که در این زمینه بسیار بسیار مستعد هستند و شاید بشه به جرات گفت دزفول جزو معدود شهرستانهای ایران هست که دارای چنین پتانسیلی است و شاهد این مدعا همین بس که در هیچ جشنواره استانی و یا کشوری نیست که یک یا چند دزفولی جزو نفرات برتر در آن جشنواره نباشند.

ولی متاسفانه علیرغم تلاشهایی که می شود، فضا برای رشد این هنرمندان بسیار سخت و غیرقابل تحمل هست امیدوارم روزی برسه که این مشکلات مرتفع بشه و تنها راه آن آشتی با هنر و هنرمندانه.

کسانی هستند که تازه می خواهند موسیقی را شروع کنند توصیه شما به آنها چه هست؟

تنها توصیه من این هست که هیچ وقت برای یادگیری هیچ هنری دیرنیست. چون تمام انسان ها ذاتا هنرمندند ولی باید ماهیت آن هنر را کشف کرد و دنبال کرد و با انتخاب استاد کاربلد راه را هموار کرد و ما هم تا همیشه مرید آستان هنر هستیم.

اخیرا تجربه همکاری با استاد مزدا انصاری را در اثری به نام «پشیمانی» داشتید از این همکاری بفرمایید که چگونه بود؟

خب البته پشیمانی یک اتفاق مهم در کارنامه هنری من به شمار می رود از آن جهت که اولین اثر رسمی من بود و این افتخار نصیب من شد تا با بزرگان موسیقی ایران همکاری کنم و این مسئولیت من را برای ادامه کار بیشتر کرد تا با اعتمادی که جناب استاد انصاری به من کرد بتوانم در کارهای آینده خودم را ثابت کنم.

جا دارد اینجا از تلاش ها و حمایت های دوستانم ایمان ذبیحی،محمدرضا مقدم، مهدی پورعابد، جناب دکتر رشید دباغ و نیز از زحمات همسرم که همیشه کنارم بوده در به ثمر رسیدن این اثر واقعا هزاران بار تشکر کنم.

از کارهای جدید و کنسرت های جدیدتون چه خبر؟

خب روش کار من در هنر به شکلیست که بیش از کمیت به کیفیت کار فکر می کنم و این باعث شده که با توجه به محدودیت هایی که در شهرستان وجود داره نتوانم کارم را با جدیت دنبال کنم و گاها بعد از دوسال یک اجرا و یا کنسرت برگزار می کنم ولی امیدوارم شرایط به شکلی رقم بخورد تا این فعالیتها بیشتر بشه. در این روزها هم در حال گفتگو با یکی از آهنگسازان و نوازندگان خوب کشورمون برای ساخت اثری هستم که در صورت نهایی شدن به زودی اعلام خواهم کرد.

چندتا اسم می گم، اولین چیزی که به خاطرتان رسید بفرمایید؟

لغو مجوز: مثل تورم به امر عادی تبدیل شده!

خارج از کشور: بهش خیلی فکر نمی کنم چون به دلایل مشخصی تا تهران رفتنم برام مشکله!

دزفول: برام عزیزه مخصوصا لهجش

اسطوره: استادشجریان

محمد آیین: (بابغض) امیدزیستنم

و در پایان کلام شما با مخاطبان شب موسیقی؟

آرزوی موفقیت برای شما که همیشه حامی هنر و هنرمندان هستید و سپاس از مخاطبان شب موسیقی که همیشه در کنارهنرمندان هستند و می دانم تاهمیشه هم برای ماندگاری این فرهنگ کهن کنار هنرمندان می مانند…
سربلند و پایدار باشید.

1 پاسخ در “گفتگوی شب موسیقی با «حسین برزگر» هنرمند خوش صدای خوزستانی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code