گفتگوی شب موسیقی با علیرضا حاجی طالب خواننده کلاسیک

آخرین اخبار مصاحبه

گفتگوی مفصل شب موسیقی با آقای علیرضا حاجی طالب خواننده کلاسیک/ مصاحبه از سید سینا حکیم زاده

image-artna_newspicture_14747938895596812_1_min-jpg-w-219

شب موسیقی

سلام و عرض ادب خدمت شما جناب علیرضا حاجی طالب و خوشحالیم که همراه ما هستید؟

عرض ادب و احترام دارم به همه ی دست اندرکاران و عزیزان تلاشگر در عرصه ی موسیقی کلاسیک ایرانی و بخصوص دوستان عزیز سایت هنری شب موسیقی و از ابراز لطفتون به حقیر و اینکه این فرصت رو در اختیار بنده گذاشتید، سپاسگزارم .

خودتون بفرمایید که اهل کدام دیار هستید و در چه زمینه ای تحصیل کردید؟

بنده علیرضا حاجی طالب متولد شهریور ماه یکهزار و سیصد و چهل و شش در شهرستان دزفول هستم . تحصیلات آکادمیک اینجانب در رشته ی شیمی کاربردی و فارغ التحصیل دانشگاه سراسری اصفهان هستم ولی در کنار آن ، بالغ بر بیست و پنج سال است که موسیقی را در رشته ی آواز کلاسیک ایرانی به صورت حرفه ای آموخته و پیگیرم .

شما از ویژگیهای فردی خودتون چه تعریفی دارید؟

مشخص ترین ویژگی فردی بنده عشق بی انتها به همه ی انواع موسیقی و در رأس آنها موسیقی کلاسیک ایرانی و آواز است . در پرتو این عشق ، هیچ زمانی از شنیدن ، آموختن و فرا گرفتن فارغ نشده ام و خودم را شاگرد همیشگی بزرگان موسیقی حاضر و غایب می دانم .

در کدام زمینه ی موسیقی فعالیت می کنید؟

همانگونه که عرض شد ، رشته ی تخصصی من در موسیقی ایرانی ، آواز کلاسیک است . در کنار آن با مبانی موسیقی محلّی دزفول و شوشتر هم کاملا آشنا هستم و در هر دو زمینه ی مذکور فعالیت دارم .
ساخت آهنگ و ملودی تصنیف و ترانه نیز از دیگر فعالیتهای بنده است . با نوازندگی سه تار و تار نیز آشنایی مختصری دارم .

مشوّق شما در امر موسیقی چه کسی بوده است؟

آن چه مسلّم است ، وجود فضای مناسب در خانواده ، اصلی ترین مشوق و عامل گرایش بنده به موسیقی بوده است . همان گونه که مستحضرید علاوه بر پدر ، که از برجسته ترین مداحان اهل بیت شهرستان دزفول و استان خوزستان بوده و هستند و از صدای بسیار خوشی بهره مندند ، وجود عموهای گرامی و خوش صدا و آشنا به موسیقی خصوصا موسیقی محلی ، محیطی بسیار مناسب و مساعد را برای شکل گیری عشق و علاقه ی بنده به آواز فراهم آورد به گونه ای که احساس نیاز به فراگیری و آموزش کلاسیک از همان سنین نوجوانی و جوانی در بنده بوجود آمد و صد البته با امکانات آن روزگار به سختی به فراگیری این هنر بی بدیل پرداختم . بنابراین چنانچه بخواهم در پاسخ این پرسش ، به جمع بندی برسم ، اولین مشوّق های واقعی بنده قطعا ، پدر و عموهای بزرگوارم هستند .

از خانواده ی شما چه کسانی در زمینه ی موسیقی فعالیت دارند؟

همان طورکه در پاسخ پرسش قبلی عرض کردم ، تقریبا همه ی خانواده ی پدری بنده از صدای خوش برخوردارند و همگی در امر مداحی و بعضا آوازهای محلی و حتی آواز کلاسیک ایرانی به صورت پیوسته ، فعال اند .

موسیقی در میان خانواده ی شما ریشه ای قدیمی دارد یا در سال های اخیر به موسیقی روی آوردید؟

از زمانی که چشم باز کرده و پیرامون خودم را شناخته ام غرق در آواز خوانی خوش خانواده ی پدری و در رأس آنها ، پدر بزرگوارم بوده ام . خاطرم هست در سالهای کودکی ، پدر که آواز می خواند ، نیروی عجیبی در من ایجاد می شد به گونه ای که به طرف ایشان حرکت می کردم و در آغوشش قرار می گرفتم و به صوت ایشان گوش دل می سپردم و به آرامش عجیبی می رسیدم . جالب اینکه این حس گرایش به سمت صوت خوش در همان سالهای بچگی ، فقط مختص پدر نبود . باز هم خاطرم هست که در آن روزگار ، مرد جوانی بود که با یک گاری دستی مجهز به سرما سازهای آن زمان ، در کوچه ها راه می افتاد و بستنی می فروخت . ایشان یکی دو بیت شعر را که مضمون آن ، تشویق بچه ها به خرید بستنی بود ، در درآمد شور می خواند و با گاری اش در طول کوچه به آرامی حرکت می کرد و بچه ها ازش خرید می کردند . آن جوان به قدری این دو بیت را زیبا و دلنشین می خواند که با وجود آنکه سن کمی که داشتم و نباید زیاد از منزل دور می شدم ، ولی برای شنیدن صوت خوشش علاوه بر خرید بستنی ، از درب منزل تا ته کوچه دنبالش راه می افتادم و
می رفتم و به صورت مبهم و ناشناخته ای و به تناسب آن سن وسال ، از آواز زیبایش لذت می بردم و هر روز سر ساعت مقرر پیش از آنکه به محل ما برسد ، درب منزل منتظرش می ماندم . این را عرض کردم که در حقیقت بتوانم آن نیروی درونی از دوران بچگی را توصیف کرده باشم و سابقه ی گرایش خودم را به موسیقی تشریح کرده باشم .

موسیقی را پیش کدام یک از اساتید آموخته اید؟

آموزشهای لازم و اولیه در حقیقت همانگونه که پیش تر عرض کردم در ابتدا در محیط خانواده صورت پذیرفت .
بعد از آگاهی از توانایی خواندن در خودم ، در همان سنین کودکی و نوجوانی ، به سبب فضای معنوی خانواده و گرایشات مذهبی پدر ، به قرایت قرآن و خواندن سرود در سطح مدارس و مجالس کوچک پرداختم و در این مسیر هم به موفقیت هایی نایل شدم از جمله کسب مقام های اول و دوّم در سطح استان خوزستان ، طی چندین سال متوالی در دوره های مختلف تحصیلی، در رشته ی قرایت قرآن و نیز اجراهای متعدد سرودهای انقلابی و حماسی به عنوان تک خوان در سطح آموزشگاهها و مراسم های مختلف و پیش از سخنرانی ها .
اما در خصوص دوره های آموزشی تخصصی تر لازم است بگویم که ، طبیعتا از آن جایی که در شهرستان دزفول متولد شده ام ، در ابتدا در معرض منابع مختلف موسیقی این منطقه قرار گرفتم .
منابع موسیقی ، در حقیقت ، همه ی بزرگان حاضر و غایب موسیقی و نیز آثار صوتی و تصویری موجود و در دسترس را شامل می شود . بنده و همه ی بر و بچه های هم نسل من علیرغم اینکه با کمبود امکانات آموزشی مواجه بودیم ولی به عقیده ی من از فضای آرام تری برای دریافت مطالب و یادگیری مناسب ، برخوردار بودیم . عمده ی دلیل آن هم ، تواضع و فروتنی همان اساتید آن زمان بود که همه چیزشان در طَبَق اخلاص بود و به دور از هر گونه فخر فروشی ، مطالبشان را به علاقه مندان عرضه می کردند . متأسفانه تعداد زیادی از کسانی که در مقام معلم موسیقی در حال حاضر ، به فعالیت مشغولند ، از این ویژگی مهم کم بهره اند که یقینا دلایل متعددی در شکل گیری این پدیده ی شوم موثر است و باید ریشه یابی شود. تمامیت خواهی و احساس برتری نسبت به دیگران و انحصار طلبی ، برای آنها قاعده گشته و لذا از آنجا که به آموزش و مثلا پرورش هم مشغولند ، نسبت به انحراف در سلیقه و آگاهی نسل جدید ، می توان نگران بود .
در آن روزگار به عنوان مثال استاد جلال هاشمی هر آنچه را که در ذهن و وجودش داشت در ساده ترین مجالس اجرا می کردند و بعضا این اجراها ضبط هم می شدند و حاضران هم هر یک به تناسب میزان توانایی اش بهره می برد و امثال بنده هم در روزگاران بعدتر ، آنها را شنیده ایم و استفاده کرده ایم و آموخته ایم ولی در حال حاضر متأسفانه اینگونه نیست . کم فروشی و منم منم کردن ها و مبالغه ، آفتی است که از جانب این مدعیان ، به جان موسیقی افتاده است .
به هر جهت همانگونه که عرض شد بعد از آن ، دوره ی آشنایی بنده با موسیقی کلاسیک ایرانی بود و نیاز به آموختن روز به روز در وجودم افزایش می یافت بنابراین خاطرم هست که با سختی فراوان ، یک دوره ی نوارهای کاست آموزشی ردیف آوازی استاد محمود کریمی را تهیه کردم و با آنها کار یادگیری و آموختن آواز را آغاز کردم . بعدتر نیز یک دوره ردیف آوازی عبدالله دوامی را تهیه کردم و گوش می دادم . در ادامه ، پس از آشنایی با استاد محمود مخدوم ، دیگر همشهری هنرمند و عزیزمان ، که خود از شاگردان برجسته ی استاد نصرالله ناصح پور بوده و هستند ، آموختن ردیف استاد دوامی را از طریق حضور در کلاس و اخذ درس به صورت مستقیم از استاد ، آغاز کردم و این ، دریچه ای بود برای ورود به دنیایی دیگر .
پس از آن نیز یک دوره ی ردیف شیوه ی سید حسین طاهرزاده را نزد استاد و محقق بزرگ و گرامی ، محسن کرامتی گذراندم و صد البته ، همچنان از محضر این دو عزیز می آموزم .
لازم به ذکر است که در خلال همه ی سال های فراگیری ، به شیوه ی آواز خوانی بزرگانی چون ادیب خوانساری ، غلامحسین بنان ، رضا قلی میرزا ظلّی ، تاج اصفهانی ، جناب دماوندی ، یونس دردشتی و همه ی تأثیر گذاران هنر آواز گوش جان سپرده و بسیار آموخته ام .

از میان اساتید موسیقی کدام یک همیشه الگوی شما بوده؟

همه ی اساتید تأثیر گذار در جریان موسیقی کلاسیک ایرانی الگوی بنده بوده اند و از تک تک آنها بهره برده ام . ولی به سبب دورانی که در آن بزرگ شده و حضور داشته و داریم ، بی انصافی است اگر از تأثیر مستقیم و غیر مستقیم استاد محمدرضا شجریان بر آواز اکثر هنرجویان آواز این روزگار به سادگی بگذریم و طبیعتا بنده هم بی بهره نبوده ام ، خصوصا اینکه من با یک واسطه که همانا استادم محسن کرامتی است ، ردیفی را آموخته ام که استاد شجریان خود تدریس می کنند . همین جا فرصت را مغتنم می شمرم و از درگاه پروردگار بزرگ ، برای ایشان شفای عاجل طلب می کنم .
و اما از منظر نگرش موسیقایی و تحلیل و جایگاه ردیف ، به شدت تحت تأثیر استادان کامل بی بدیل ، زنده یاد محمدرضا لطفی و مجید کیانی که عمرش دراز باد ، بوده و هستم و خواهم بود .

از اجراهاتون در این سالها بفرماید؟

طی بیست سال اخیر ، بنده با چهار گروه موسیقی ” هزار دستان ” ، ” کیهان ” ، ” طیفور ” و ” هم نوازان سایه ” ، به عنوان خواننده ، همکاری داشته ام و به همراه آنها اجراهای مختلفی در شهرهای مختلف کشور و بعضا خارج از کشور و نیز برنامه های متعدد تلویزیونی و رادیویی داشته ام .
در حال حاضر حدود ده سال است که با گروه هم نوازان سایه به سرپرستی دوست هنرمندم محمدامین اکبرپور و به صورت پیوسته و به عنوان خواننده ی ثابت گروه همکاری دارم و با این گروه در فرم های مختلف ساز و آواز و نیز گروه نوازی ، به اجرای کنسرت می پردازیم .
شیوه ی کار بدین گونه است که همیشه قسمت اول برنامه را در چهارچوب دستگاهی مبتنی بر ردیف سازی و آوازی و به عنوان بزرگداشت یکی از بزرگان ، اجرا کرده و در قسمت دوم کنسرت ها نیز به کارهای آزادتر و ساخته شده توسط خودمان می پردازیم . لذا همیشه پارت اول اجراها را به صورت فیلم اجرا ، در اختیار علاقه مندان قرار می دهیم و پارت دوم را نیز ضبط استودیویی کرده و به صورت لوح فشرده وبعد ازکسب مجوزهای لازم از وزارت ارشاد ،منتشرمی کنیم .
بنابراین در خصوص پارت اول کنسرت های مختلف ، تا کنون یادواره ی درویش خان ، خسرو خوبان شامل بازسازی آواز راک مبتنی بر ردیف ، یادواره ی عبدالله دوامی ، یادواره ی نورعلی برومند ، یادواره ی بیگچه خوانی و یادواره ی استاد محمدرضا لطفی برگزار و فیلم این اجراها در اختیار علاقه مندان قرار گرفته است .
در مورد پارت دوم کنسرتها نیز باید عرض کنم که در وهله ی اول ، چهار کنسرت با عناوین ” گلفرش ” ، ” گلبانگ ” ، ” دلبانگ ” و ” نوبانگ ” و با استفاده از اشعار هنرمند گرامی شاعر توانمند ، امیر خاکسار، به ترتیب در دستگاههای همایون ، شور ، ماهور و سه گاه ، حاصل سالها تلاش و تحقیق اینجانب و دوست عزیزم محمدامین اکبرپور در خصوص نحوه و چگونگی ارایه ی موسیقی محلی دزفول و شوشتر در چهارچوب موسیقی دستگاهی ، طی سال های ۱۳۸۷ لغایت ۱۳۹۱ و در شهرهای مختلف از جمله تهران ، همدان ، دزفول ، اردبیل و قزوین اجرا و سپس ضبط استودیویی شد و در قالب چهار آلبوم تهیه شد . به جز آلبوم ” نوبانگ ” سه آلبوم دیگر توسط موسسه فرهنگی هنری آواخورشید منتشر و در دسترس عموم قرار گرفته است و آلبوم نوبانگ نیز در حال حاضر پس از اخذ مجوزهای لازم و میکس نهایی در اختیار همین ناشر قرار گرفته و انشالله در فرصت مناسب ، تا قبل از سال جدید رونمایی خواهد شد .
بعد از اتمام این پروژه ، در پارت دوم کنسرتها به ساخته های دوست عزیزم محمدامین اکبرپور و بعضا خودم پرداختیم و تا کنون یک کنسرت در دستگاه ماهور تحت عنوان ” سروشان ” و با هم خوانی استاد محسن کرامتی اجرا کرده ایم و تحت همین نام نیز آلبوم شده و توسط موسسه آواخورشید در سال ۱۳۹۲ منتشر شده است . یک کنسرت هم با عنوان ” گلخند ” در سال ۱۳۹۴ اجرا کرده ایم که برنامه ایست بر اساس آواز راک در دستگاه ماهور و مبتنی بر ردیف سازی میرزا عبدالله ، از ساخته های محمدامین اکبرپور . این آلبوم نیز در حال حاضر در مراحل پایانی ضبط می باشد .
در سال ۱۳۹۳ آلبوم دیگری با آهنگسازی محمدامین اکبرپور و نیز دو تصنیف از ساخته های خودم ، در فرم ساز و آواز و با محوریت گوشه ی نصیرخانی در دستگاه ماهور ضبط و توسط موسسه راوی آذر کیمیا منتشر گردید . در این آلبوم نیز از اشعار امیر خاکسار بر روی تصانیف و نیز شعر غزل آواز، استفاده گردیده است . از آنجا یی که به لحاظ موسیقایی ، در این آلبوم هدف ، پرداختن به فرازهای سه گانه ی گوشه ی مذکور در ردیف میرزاعبدالله بود و از طرفی فرازهای دیگری هم چون بوسلیک و لیلی مجنون را به این گوشه افزوده بودیم ، لذا برای این آلبوم نام ” نصیرخوانی ” را برگزیدیم تا در حقیقت بیانگر خوانشی متفاوت از گوشه نصیرخانی باشد .
امسال نیز در تاریخ هفتم مهرماه ، نصیرخوانی را با مقداری تلخیص و تغییر ، در قالب پارت اول کنسرتی با عنوان ” صدای بال پروانه ” به همراه برنامه ای در شور و دشتی با محوریت گوشه ی ” گبری ” و استفاده از فرازهای چهارگانه ی آن بر اساس ردیف میرزا عبدالله ، درقالب پارت دوم با اشعار امیر خاکسار در تالار رودکی و با حضور اساتید اجرا کردیم که بسیار مورد استقبال متخصصین و علاقه مندان قرار گرفت .

زیباترین و تلخ ترین خاطره ی سال های هنری شما چه بوده؟

خاطرات تلخ و شیرین هنری در زندگی یک هنرمند فراوانند . مگر می شود از شور و شعف اولین جلسه ی ورود به کلاس استاد ، به عنوان خاطره ای زیبا و فراموش نشدنی یاد نکرد . و یا اینکه مگر هنرمند ، خاطره ی شیرین اولین تجربه ی اجرایی خود را در قالب کنسرت می تواند فراموش کند ؟ از این دست خاطره های شیرین هنری برای هنرمند بسیار است ولی با این همه ، در یک مقایسه ی بسیار سخت و نزدیک به لحاظ انتخاب ، برای من ، زیباترین خاطره ی هنری ، انتشار اولین آلبومم یعنی ” گلفرش ” بود .
خاطرات تلخ هنری نیز به همان سیاق ، در زندگی هنری هنرمند زیاد است . به عنوان مثال ، عدم دریافت مجوز شعر یا یک قطعه ی موسیقی ، کنسل شدن کنسرت به دلیل مزاحمت و سلیقه ی برخی افراد و اتفاقاتی از این دست می تواند بد و ناگوار باشد . ولی برای من تلخ ترین اتفاق و خاطره ی هنری ، درگذشت استاد کامل ، زنده یاد محمدرضا لطفی است .

نظر شما در خصوص موسیقی این روزهای کشور چیست؟

در فضای موسیقی کشور متأسفانه ، آلودگی فراوان به چشم می خورد . خیلی از آدم هایی که در این عرصه فعالند واقعا مناسبتی با جایگاهشان ندارند . عمق هنری بسیاری از مجریان و مدیران وادی موسیقی کم است . سلیقه های مختلف ممانعت گونه در مسیر ناهموار موسیقی بسیار دیده می شود ولی با این همه ، بنده معتقدم این موسیقی پاک و زلال این سرزمین ، دوران های بسیار سخت تر از این را نیز به خود دیده و از همه ی آن بحران ها سربلند بیرون آمده و یقینا همچنان پایدار خواهد ماند . یعنی در حقیقت ماهیت موسیقی کلاسیک ایرانی خدشه ناپذیر و استوار است و به تثبیت رسیده است و لذا من و هیچ کس دیگری نگران ماهیت موسیقی نیستیم ولی برای افرادی که در این دریای بی کران ، ناآگاهانه و عاری از تجهیز مناسب ، وارد شده اند و بار و توشه ی لازم و کافی برنداشته اند به شدت نگرانم .

افرادی را می بینیم که می گویند موسیقی در پایتخت بهتر از شهرستان ها آموزش داده می شود . در این خصوص توضیحی بفرمایید؟

خوب این موضوع خیلی مشخص و واضح است که منابع انسانی موسیقی ایرانی در پایتخت بیشتر از شهرستان ها متمرکز و در دسترس می باشد و صد البته این تحت هیچ شرایطی به معنای نادیده گرفتن ارزش های معلمین شهرستان ها نیست . اما نکته ای که نباید فراموش شود این است که ما چه می خواهیم و دنبال به دست آوردن و کسب چه چیزی هستیم . قدر مسلم اگر کسی بخواهد موسیقی دزفول و شوشتر بیاموزد باید به این مناطق سفر کند و ریشه های آن را در این مناطق جستجو کند و آن را از معلمین واجد شرایط این منطقه بیاموزد . اگر کسی در پی آموختن موسیقی خراسان و یا بلوچ است که با حضور در پایتخت بهره ای نخواهد برد . اما از آن جایی که موسیقی کلاسیک ایرانی به تکامل و تثبیت رسیده و هم اکنون موسیقی ملی این سرزمین است ، طبیعی است که مانند بقیه ی امکانات ، در پایتخت متمرکزتر بوده و بهتر قابل دست یابی است . یعنی همان گونه که در ابتدا عرض کردم ، در این زمینه در پایتخت ، اساتید بیشتری جهت مراجعه و مقایسه و مشاهده وجود دارد .

شما به جز اجرایی که با گروه هم نوازان سایه در مهرماه امسال در سالن رودکی تهران داشتید گویا در آذر ماه امسال مجددا کنسرتی با این گروه دارید . از این کنسرت بفرمایید؟

بله همینطوره باید عرض کنم که گروه هم نوازان سایه در فرم گروه نوازی ، آذر ماه امسال در فرهنگسرای نیاوران در دو بخش ، به اجرای برنامه می پردازد . در قسمت اول ، دستگاه چهارگاه بر اساس ردیف به همراه دو تصنیف قدیمی اجرا می شود . بخش دوم در دستگاه شور و از ساخته های محمدامین اکبرپور با اشعاری از هوشنگ ابتهاج و امیر خاکسار است . تاریخ دقیق و
نحوه ی تهیه ی بلیط این کنسرت متعاقبا از طریق خبرگزاریها اعلام خواهد شد .

بعد از کنسرت فوق الذکر ، چه برنامه ای دارید؟

معمولا بعد از اجرا در تهران ، به اجرا در شهرستان ها فکر می کنیم و چنانچه شرایط لارم فراهم باشد ، به این امر می پردازیم . از طرفی ضبط آلبوم ها هم که در برنامه ی همیشگی مان هست . امسال علاوه بر اینکه مشغول اتمام آخرین مراحل ضبط آلبوم ” گلخند ” هستیم ، در اولین فرصت ضبط آخرین اجرایمان تحت عنوان ” صدای بال پروانه ” را که در دستگاه شور و در فرم ساز و آواز است ، نیز شروع خواهیم کرد .
علاوه بر آن ، مقرر شده در ماه های پایانی امسال ، نسبت به ضبط دو آلبوم در دستگاه چهارگاه وآواز افشاری ، که در سال های گذشته به اتفاق گروه ” کیهان ” به سرپرستی محمد ذوالنوری و گروه “طیفور ” به سرپرستی حمید اعتمادنیا اجرای صحنه ای آن ها انجام شده ، اقدام نماییم . لازم به ذکر است که اشعار هر دو آلبوم مذکورنیز عمدتا از سروده های امیر خاکسار است . نت نویسی و ارکستراسیون هر دو آلبوم انجام شده و انشالله مراحل ضبط به زودی آغاز خواهد شد .

صحبت های پایانی شما را با مخاطبان ” شب موسیقی ” و همچنین اگر توصیه ای به دوستانی که تازه می خواهند وارد این عرصه شوند بفرمایید؟

از همه ی مخاطبان عزیز سایت ” شب موسیقی ” تشکر می کنم و امیدوارم که این گفتگو مفید فایده بوده باشد . اما توصیه ام به دوستانی که قصد دارند وارد عرصه ی موسیقی و به خصوص آواز شوند این است که مراتب این مسیر را طی کنند . یعنی اینکه ضمن اینکه صبر و حوصله ی کافی برای یادگیری پیشه می کنند ، تحت هیچ شرایطی عجله نداشته باشند و به دنبال این نباشند که خیلی زود دیده شوند . با تمرین مداوم و فراگیری اصولی و مستمر ، به یقین موقعیت های مناسب در آینده به وفور به وجود خواهد آمد . راز موفقیت در این عرصه پس از انتخاب مناسب معلم ، در سه نکته خلاصه می شود : صبر و حوصله، تمرین زیاد و تمرکز به کار خود .
یقینا غفلت ازاصول و مسیر اصلی و حرکت کردن خارج از این قواعد ، باخت به همراه دارد . عالم هنر ، از جمله موسیقی و آواز ، با کسی تعارف ندارد . این عالم ، فضای حرف زدن نیست . کسی موفق است که توانا باشد و قابلیت ارایه ی هنرش را داشته باشد و این به دست نمی آید مگر با رعایت سه نکته ی فوق الذکر. موضوع دیگری که دوست دارم از طریق این رسانه اعلام کنم این است که ، هنر آموزان عزیز سرشان به کار خودشان باشد و کاری به دیگران نداشته باشند و فقط گوش به حرف استاد باشند و مدام در حال یادگیری .
در خاتمه باید عرض کنم که ، واقعا اعتقاد بنده در هنر ، دستگیری ، بخصوص در مورد جوانان این مسیر که قدر مسلم ، افتخارات آینده اند ، هست . معلمین و اساتید محترم لطفا با انتخاب شیوه ی مغرورانه و متکبرانه ، جوانان علاقه مند را از خودمان نرنجانیم .

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code