آواز ایرانی نیازمند تکنیک و محتوا

مقالات

خواننده از قدیم در موسیقی ایرانی با آواز شناخته می شده است تا جایی که می توان قاطعانه گفت کار اصلی یک خواننده در موسیقی کلاسیک ایرانی، آواز است. اگر بخواهیم نگاه دقیقی به موسیقی ایرانی داشته باشیم باید بگویم خواننده ای که فقط تصنیف بخواند، خواننده موسیقی ایرانی نیست.

139410011529223246766724

شب موسیقی / مردم ما همیشه نسبت به تصنیف ها اقبال بیشتری نشان می دهند، اما معتقدم موسیقی آوازی ما اگر به آن استاندارد و زیبایی شناسی لازم در اجرا برسد، برای مردم بسیار جذاب و شنیدنی خواهد بود. البته در کنار رعایت این قواعد باید شرایط روز و سلیقه مخاطب را هم لحاظ کند و بشناسد.

ما حدی از زیبایی در آواز داریم که مربوط به دوران قاجار است. آثار آوازی این دوره واقعا زیبا و دلپذیر است و به قول سعدی می توان درباره آواز در این دوره گفت «حد همین است سخندانی و زیبایی را». همان آواز بعد وارد رادیو و کمی متمایزتر می شود.

این آوازها در دوره خودشان بسیار عالی و در حد استاندارد بوده و مخاطب هم داشته اند. اگر در حال حاضر آواز ایرانی مخاطب ندارد مشکل از جای دیگری است.

به نظر من در مقوله آواز ما برای مثلا دهه ۹۰ هنوز آوازخوانی را پیدا نکردیم که متناسب با این دهه آواز ارائه کند. بگذارید یک مثال بزنم.

شیوه تارنوازی زمان حسینقلی خان صفا را که گوش بدهیم پر از تکنیک های شلوغ است. از نوازندگان همین خاندان میرزا احمد عبادی است.

وقتی می بیند شرایط کار تغییر کرده و دوره ضبط استودیویی و رادیویی است، شکل کارش را تغییر می دهد و ظرافت های تازه ای را با ساز ایجاد می کند.

وقتی یک هنرمند در کار خود به اجتهاد برسد این توانایی را پیدا می کند که مطابق با شرایط روز تعریف جدید ارائه و سبکی ایجاد کند که بعدها به خاطر این که همزمان با ظهور و بروز رسانه ای به اسم رادیو بوده، به سبک رادیویی معروف می شود.

هم اکنون در دوره ای هستیم که باید سبکی به وجود بیاید. امروزه ما تنها رادیو را نداریم. همه شرایط تاریخی که ما در آن نفس می کشیم رسانه هست.

کم حوصلگی مردم از یک طرف و ظهور و بروز موسیقی های مختلف از دیگر سو، شرایطی ایجاد کرده که مخاطب انتظاراتی متفاوت با آنچه در گذشته بوده، داشته باشد. مثلا اگر ۳۰ سال پیش یک خواننده خوب می آمد و فقط آواز می خواند مخاطب داشت، اما حالا دیگر نمی شود چنین کاری انجام داد.

من می گویم باید به جایی برسیم که فرمی مناسب با این دهه ارائه کنیم. دنبال فرم گمشده آواز در موسیقی ایرانی هستم که هم ۱۰۰درصد در چارچوب موسیقی ایرانی باشد و هم ۱۰۰درصد اطمینان دارم که اگر به این فرم برسیم در جامعه بشدت اقبال عمومی پیدا می کند. در ضمن واقعا آواز و اجرای تکنیک های آن برای خواننده کار ساده ای نیست و آمادگی خیلی بالایی می طلبد.

زمانی بعد از آوازهای درخشان دوران قاجار و کسانی مثل طاهرزاده و زیدی آوازخوانی دوباره به همین روزگاری افتاد که الان افتاده ولی یکدفعه کسانی ظهور کردند مانند ایرج و گلپایگانی که شرایط را عوض کرد. اینها دوباره آواز را آوردند به خانه ها و مردم را با آن آشتی دادند. ما دوباره ایرج و گلپایگانی می خواهیم که آواز را از این ورطه نجات دهند، یعنی آواز را اینقدر دلچسب، با احساس، با تکنیک و با محتوا ارائه کنند که مردم دوباره اقبال پیدا کنند…

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code